بیانیه کمیته بین المللی نجات پاسارگاد به مناسبت جشن ملی یلدا
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ 

 

یلدا را، با باور به پایان تاریکی و رسیدن به روشنایی، جشن بگیریم

با این که سال هاست فرهنگ فیزیکی و معنوی ایرانی ما و، در پی آن، جشن های بزرگ ملی ما، مورد تهاجم فرهنگ ستیزانی بیگانه با مدنیت و بیگانه با شادمانی و عشق قرار گرفته اما، از آنجا که گوهر فرهنگ ایرانی از مهربانی، روشنایی و زیبایی ساخته شده، و از آنجا که این فرهنگ آفریده ای انسانی و زمینی است و تنها بر بزرگداشت و ستایش انسان و طبیعت زیستنگاه اش استوار است، این فرهنگ هر روز زنده تر و درخشان تر از گذشته جلوه گر می شود و، در قلب انسان های امروز جای بیشتری می یابد. یکی از مهمترین جشن های ملی ما «یلدا» است؛ جشنی که از یک سو به تولد استوره ی میترا و مهر (این دو نماد مهر ورزیدن و روشنایی) مربوط می شود و، از سویی دیگر، به بلندترین شب سال؛ شبی که در طی آن نیروی اهریمن تاریکی و سرما هم به اوج و هم به آغاز پایان خود می رسد و اهورای روشنایی و گرما و طراوات فرمانروایی آغاز می کند.اینگونه است که جشن ملی یلدا برای همه ی قرن ها زنده و نو مانده است و خواهد ماند. اندیشه ای که در پشت این جشن نهفته است ـ یعنی باور داشتن به پایان رنج انسان، و نجات او از تاریکی و برودت، و رسیدن ناگزیر او به روشنایی و آرامش و آسایش ـ می تواند، به خصوص برای ما در این دوره ی تاریک و سخت سرزمین مان، آئینی بسیار مهم و کارا باشد. کمیته ی بین المللی نجات پاسارگاد، ضمن شادباش جشن ملی یلدا به ایرانیان در سراسر جهان، همچون سال های گذشته شما را به برگزاری هر چه زیباتر و گسترده تر این جشن ملی دعوت می کند.



بیایید یلدا را در کنار «سفره ی یلدا»، که با سرخ ترین و روشن تر عناصر طبیعت آراسته می شود، و در کنار درخت سبزی که از هزاران سال پیش در سرزمین مان هر ساله در این هنگام به زیبایی آذین بسته می شد، جشن بگیریم؛ نفس مان را از اندوه و تیرگی دور کنیم و به نام مهر، و به نام شادمانی، به پیشواز خورشید، این فاتح شکوهمند تاریکی، برویم.

ما، همان گونه که در شش سال گذشته اعلام کرده ایم، باور داریم که زنده نگاهداشتن، به روز کردن، و تلاش برای ثبت جهانی جشن های ملی مان، نه تنها بهترین رهایی مردمان ایران از چنگال نیروهای خرافی و سنت های ایستا و اندوهناک است، بلکه می تواند برای ما انرژی بیشتری در راستای رسیدن به برابری، شادمانی و آرامش، و هرآنچه که شایسته ی انسان امروز است به همراه آورد.

با مهر و خرمی



شکوه میرزادگی

از سوی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد


www.savepasargad.com



کلمات کلیدی:
 
بیانیه بنیاد میراث پاسارگاد در مورد تجاوز به داشته های ملی مردمان ایران
ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩ 

 

هموطنان گرامی، کارشناسان حقوقی، و وکلای شریف و انساندوست!به دلیل بی کفایتی حکومت اسلامی و بی توجهی سران این حکومت به ثروت های ملی سرزمین مان، هر روزه بخشی از این داشته ها، اعم از طبیعی و فرهنگی و تاریخی و مادی، به تاراج می رود. سال هاست که برخی از کشورهای حاشیه ی خلیج فارس، کشورهای عربی، جمهوری های جداشده از شوروی سابق، که بیشترشان چون سرزمین ما دیکتاتورزده اند، و دولت هاشان به قوانین حقوق بشر و قوانین بین المللی بی توجه، بی اطلاع و یا با همکاری دولت ایران، دست طمع بسوی داشته های ملی ما دراز کرده و هر کدام قصد تصاحب بخشی از آب و خاک و میراث های معنوی و فرهنگی و مادی ما را داشته اند. و اکنون کار به جایی رسیده که کشورهایی که بر قوانینی دموکرات تکیه زده اند نیز در مورد ثروت های ملی ما تصمیم گرفته و آن ها را در قبال معاملات سیاسی و اقتصادی خود بذل و بخشش می کنند. اخیرا، نیروی دریایی آمریکا، در سایت اختصاصی خود به نویسندگان مطالب و گردانندگان سایت ها دستور داده است که در مکالمات و مکاتبات خود به جای نام خلیج فارس از نام جعلی عربی استفاده کنند. به راستی معلوم نیست چرا بخشی از نیروی نظامی کشوری چون آمریکا، که بر اساس قوانین بین المللی و در مجموعه ی سازمان ملل عمل می کند، به خود اجازه می دهد که برخلاف قوانین بین المللی نام خلیجی را، با هزاران سال قدمت، تغییر داده و پیوستگی تاریخی ـ فرهنگی آن را از کشوری سلب و آن را به کشورهای دیگری ببخشد. ما می پذیریم که حاکمان مسلط بر سرزمین ما، با قانون شکنی های داخلی و خارجی خود، هیچ خط و مرز احترام آمیزی را در فضای دیپلماسی بین المللی برای خود باقی نگذاشته اند اما این واقعیت نباید بهانه ای باشد برای مجازات کردن مردمان ایران که از یک سو صاحبان اصلی سرزمین شان بشمار می روند و از سویی دیگر گرفتار شدیدترین خفقان و تبعیض های سیاسی و فرهنگی بوده و امکان هر نوع حق طلبی از آن ها سلب شده است. با این حال و همچنان هر کدام از این تجاوزها نسبت به داشته های ملی کشورها، نوعی تجاوز به حریم میلیون ها انسان بوده و بر اساس قوانین و اسناد بین المللی کاملاً غیر قانونی محسوب می شوند. و مردمان ایران می توانند چون دیگر مردمان جهان نسیت به این تجاوزهای شفاهی، کتبی یا عملی، به خصوص اگر از سوی دولت های متعهد به قوانین بین المللی باشد، معترض بوده و از این بابت به مجامع بین المللی شکایت کنند.











بنیاد میراث پاسارگاد با مشاهده ی روزافزون این نوع تجاوزها، و از آنجا که باور دارد ـ در نبود حکومتی برخاسته از مردم و برای مردم ـ وظیقه ی هر انسان شرافتمندی است که به حفظ و نگاهبانی از داشته های ملی خود برخیزد، از همگان، و به خصوص از کارشناسان حقوقی و وکلای شریف وانساندوست، می خواهد که برای بوجود آوردن «کمیته ای ملی» و تهیه دادخواست هایی در این مورد و تسلیم آنها به سازمان های مربوط به حقوق بشر و حقوق بین المللی با این بنیاد همکاری کنند. تنها اتحاد و همراهی همه ی ایرانیان می تواند بر این نوع تجاوزهای بی پروا نقطه ی پایان بگذارد.






با مهر و احترام



شکوه میرزادگی


از سوی بنیاد میراث پاسارگاد





www.savepasargad.com





لطفا برای تماس و همراهی در این مورد خاص با ایمیل آدرس زیر تماس بگیرید:







thefirststepfor@gmail.com
























کلمات کلیدی:
 
آن که ترساندن را افتخار نمی دانست
ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ آبان ۱۳۸٩ 

 

به مناسبت روز کورش بزرگ و تقدیم به مردمان سرزمینم ایران،که سال هاست در ترس زندگی می کنند!

شکوه میرزادگی

دیگر باره در آستانه ی روز کورش بزرگ ایستاده ایم؛ یکی از نادر روزها و شاید تنها روزی در سزرمین ما، که نه به خواست حکومت ها و دولت ها و نه به دست قدرتمندان مذهبی که به خواست مردمان و در یک دوره ی خاص، که فشارهای دیکتاتوری از یک سو و ویرانگری های نشانه های فرهنگی و ملی ما از سویی دیگر به اوج خود رسیده بود، تجلیل می شود. به عنوان یکی از علاقمندان کورش بزرگ، همین جا و برای چندمین بار اعلام می کنم که کورش برای من ـ و یقین دارم برای امثال من ـ نه قدیس است، نه از آسمان فرو افتاده، نه نشانه هایی از تفاوت هایی خونی یا برتری های مشابه آن با دیگران دارد، نه امپراتور باستانی بودنش ـ و اصولاً باستانی بودن اش ـ مهم است، و نه آمدن نامش در تورات یا قرآن سبب برتری اش بر دیگران شده؛ بلکه از نظر من ـ و یقین دارم برای امثال من ـ فقط و فقط فرمانی که او برای آزادی انسان صادر کرده عامل احترام به او است. چرا که نه تنها در آن زمان سندی به قد و قامت و اندازه ی فرمان او در ارتباط با زندگی زمینی انسان بوجود نیامده بود بلکه تا قرن های قرن بعد، در کل جهان و حتی در اکنون سرزمین ما، وجود نداشته است و، در نتیجه، برخی از آن چه که کورش در این فرمان گفته آن چنان امروزی است ـ یعنی منتاسب با قرن بیست و یکمی است که ما در آن زندگی می کنیم ـ که ایراد همه ی کسانی را که می گویند از او نباید گفت چون در دوره ی باستان می زیسته، و از او گفتن را به عنوان «باستانگرایی» نام می برند، پوچ و بیهوده می کند.اگر به تاریخ تکامل حقوق انسان، از دنیای وحش تا دنیای امروزمان که در آن والایی و کرامت انسان و قدر و ارزش حقوق او به تثبیت رسیده، نظری بیاندازیم می بینیم که هدف قرن ها تلاش و رنج مردمان در سراسر جهان ماهیتی نداشته جز تحقق آرزوهای مهمی چون عدالت و آزادی و صلح؛ یعنی پدیده هایی که بتوانند همچون چتری از آرامش و سلامت و شادمانی و رفاه بر زندگی آن ها سایه افکنده و از سلطه ی تبعیض های قومِی، نژادی، مذهبی، و فرهنگی بر زندگی شان جلوگیری کند و از خشونت و رنج در امانشان دارد. اما در طول همین تاریخ، کمتر سندی را در دست داریم که نشان از این همه یا اندکی از آنها را در خود داشته باشد. در اینجا، البته، منظور من از «اسناد»، متون نوشته شده به وسیله ی مصلحان یا اندیشمندان جهان که بازتاب دهنده ی خواست مردمان بوده اند نیست. منظورم اسنادی است که این خواست ها را از موضع قدرت سیاسی و به عنوان قوانینی ملی و سپس بین المللی قابل اجرا دانسته باشند. این گونه اسناد اندک را می شود بیشتر پس از قرون هفده و هجدهم دید؛ پس از آغاز دوران روشنگری بزرگ؛ پس از پایان دوران قدرت کلیسا که به دوران سیاه مشهور است؛ پس از انقلاب صنعتی که حضور انسانی و برابر زن را در جهان محقق ساخت؛ و پس از آنکه مردمان سرنوشت خویش را در دست خود گرفتند.مهمترین این اسناد عبارتند از قوانین تغییر یافته در انگلستان به نفع مردم و پس از قیام 1688، فرمان لغو برده داری در آمریکا به وسیله لینکلن و پس از شورش های مختلف مخالفان تبیعض و برده داری، و نشست های روشنفکران و مصلحان اجتماعی در فرانسه پس از کشتارهای انقلاب کبیر فرانسه، و ساختن طرحی به عنوان حقوق شهروندی یا حقوق انسان در دوران پیش از نوشتن قانون اساسی این کشور. این قوانین، طی سال ها و به مرور، نه تنها مردمان این کشورها را از دوران وحش و سپس از قرون وسطی دور و به دوران تحقق خواست های آزادی بخش نزدیک کرده اند، بلکه نمونه هایی محسوب شده اند برای کشورهای دیگری که قصد گذار از دنیای تبعیض به دنیای برابری ها را داشته اند. در واقع، نتیجه ی همه ی رنج ها، شورش ها، انقلاب ها، و نتیجه ی همه ی خواست های بشری برای عدالت و رفاه و شادمانی و رفع تبعیض، اکنون در چند ورق ساده ی کاغذ و به نام «اعلامیه ی جهانی حقوق بشر» چتر خویش را بر سر مردمان جهان گسترده است. البته، اگرچه اکنون اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مورد قبول بیشترین کشورهای جهان است، هنوز بیشترین مفاد آن در جهان پشتوانه ی قانونی و قابل اجرا ندارد.نکته در این است که مردمان کشورهای پیشرفته ای که یا خودشان بخش هایی از این اعلامیه را برساخته و در قوانین خویش جای داده اند، و یا مفاد آن را قبول دارند، اکنون سخت به خود می نازند و در هر مناسبتی یاد زنان و مردانی را که آغازگران این تحولات در سرزمین شان بوده اند گرامی می دارند. هیچ آمریکایی نمی گوید که «به من چه که آبراهام لینکلن حدود صد و پنجاه سال پیش برده داری را لغو کرد»، یا مردمان فرانسه نمی گویند «به ما چه که چند قرن پیش بزرگان ما حقوق شهروندی را نوشتند و زمینه های اعلامیه حقوق بشر را فراهم ساختند»؛ چرا که برای مردمان متمدن تنها آن چه هایی در جهان کهنه می شوند که کاربردی امروزی و انسانی و شریف نداشته باشند. و چنین است که ما نمی توانیم نسبت به کورش بزرگ و منشور او بی تفاوت باشیم؛ نمی توانیم ایرانی باشیم و به او احترام نگذاریم؛ نمی توانیم انساندوست باشیم و او را به عنوان یکی از سرآمدان عشق به انسان ندیده بگیریم؛ نمی توانیم به حقوق بشر احترام بگذاریم اما نام او را پنهان کنیم.اینجا، و از این نگاه، فقط کافی است به سه بند از گفته های او در منشور نگاه کنیم؛ بندهایی که از زبان اصلی به زبان های مختلف ترجمه شده اند، و آنها را با اعلامیه ی جهانی حقوق بشر که قرن ها پس از او بوجود آمده است، مقایسه کنیم. آری، فقط همین سه بند:فرمان کورش در ارتباط با برده داری و کار بی مزد:من شهر بابل و همه ی دیگر شهرهای مقدس را در فراوانی نعمت پاس داشتم، درماندگان در بابل را که به بیگاری کشانده بودند، از درماندگی و بیگاری برهانیدم.اعلامیه حقوق بشر در مورد بردگی و بیگاری: ماده ی 4هیچ کس را نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشت : بردگی و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ، ممنوع است. فرمان کورش در مورد آزادی محل سکونت:همگی آن مردم را که پراکنده بودند،{آواره و تبعیدی} فراهم آوردم و آنان را به جایگاه های خویش بازگردانیم. اعلامیه حقوق بشر در مورد آزادی محل سکونتماده ی 131 ) هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامت گاه خود را برگزیند.2 ) هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خویش بازگردد. منشور کورش در مورد ممنوعیت شکنجه و آزار:سربازان بسیار من دوستانه اندر بابل گام برمی داشتند، من نگذاشتم کسی (در جایی) در تمامی سرزمین های سومر و اکد ترساننده باشداعلامیه حقوق بشر در مورد ممنوعیت شکنجه و آزار: ماده ی 5هیچ کس نباید شکنجه شود یا تحت مجازات یا رفتاری ظالمانه ، ضد انسانی یا تحقیر آمیز قرار گیرد.به نظر من، این بندها و شباهت بدون تردیدش به اعلامیه حقوق بشر، نشاندهنده اهمیت و بزرگی انسانی کورش است. در عین حال زیباترین بخش فرمان کورش در این دوران خاص از زندگی ما ایرانی ها، همین ممنوعیت آزار مردمان است. کورش به عنوان یک رهبر سیاسی در 2500 سال پیش، نه تنها شکنجه را، که ترساندن مردم را حتی، مجاز نمی دانسته است؛ آن هم نه در قرن بیستم و بیست و یکم که در زمانه ای که بر بیشترین کشورهای جهان قانون خشونت و وحش حاکم بوده است. در واقع او تنها رهبر زمانه اش بود که ترساندن مردم را افتخار نمی دانست.و شاید این زیباترین بخش منشور در امروز ایران بیش از هر زمانی باید برای ما ارزش و اعتبار داشته باشد؛ زمانه ای که مردانی به جای او در جایگاه اداره ی ایران نشسته اند که تنها سلاح و تنها وسیله ی ماندگاری در قدرت شان پراکندن ترس است و شکنجه و زندان و خفه کردن و تحقیر بدون توقف مردمان.روز کورش بزرگ بر همگان خجسته باد29 اکتبر 2010 هفتم آبان http://www.shokoohmirzadegi.com/02.Articles/2010/aan-ke-tarsandan-raa...htm


















































































کلمات کلیدی:
 
«سال محیط زیست و میراث طبیعی ایران»
ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ 

                               به پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد

           سال 1389 خورشیدی «سال محیط زیست و میراث طبیعی ایران»

                                              نام می گیرد




بنیاد میراث پاسارگاد، در آستانه ی فرا رسیدن بهار و سال نوی 1389 خورشیدی، این سال را« سال محیط زیست و میراث طبیعی ایران» نام می گذارد تا توجه ایرانیان و به ویژه علاقمندان به میراث طبیعی جهان را نسبت به بحرانی که محیط زیست ایران را در خود گرفته و وضعیت آن را تبدیل به یک فاجعه ی ملی و بشری کرده است جلب کند. این فاجعه که، به گفته ی کارشناسان، اثرات آنی عواقب دراز مدت آن بر زندگی و سلامت هفتاد میلیون از جمعیت ایران ثابت شده است، می تواند نتایجی ناگوار بر محیط زیست مردمان خاورمیانه و، به تبع آن، کل جهان داشته باشد.

متاسفانه، در سال های اخیر، به خصوص در دوران آقای احمدی نژاد و دستیارانش، میراث فرهنگی و طبیعی ایران چنان به ویرانی و نابودی کشیده شده که جز کشورهایی که گرفتار جنگ های دراز مدت بوده اند هیچ کشوری را در دو سده گذشته نمی توان پیدا کرد که به چنین سرنوشتی گرفتار آمده باشد. اما، جدا از واقعیات دردناک دیگر، اکنون مساله مرگ و زندگی مطرح است. اکنون، در سرزمین ما، و بصورتی روزمره، مرگ انسان و حیوان و درخت و خاک و زمینی که دچار آلودگی های هر دم فزاینده اند اتفاق می افتد.

آری، سرزمینی که مهمترین خواسته ی بزرگترین پیام آور انسان مدارش، زرتشت، در هزاران سال پیش حفظ درخت و خاک و آب وطییعت بود، و در سرزمینی که مهمترین لقب یکی از قدیسین شیعیانش «ضامن آهو «است چرا که از کشتن آهویی شیرده جلوگیری کرده است، اکنون جولانگاه سودجویان و ویرانگرانی شده که دست شان برای کشتن هر جانداری باز است و آب و خاک و هوا و طبیعت اش را با مواد شیمیایی گوناگونی که از کارخانه های دولتی و یا خصوصی متعلق به وابستگان به حکومت ، بدون هیچ استاندارد بین الملی کار می کنند، آلوده و به بیماری و درد و مرگ می آلایند.

از جمله ی عملیات دولتی که اثرات جبران ناپذیر آن ها در تخریب محیط زیست و گسترش بیماری های غیر قابل علاج از هم اکنون در ایران کاملاً آشکار شده است می توان به مواردی اشاره کرد چون: نابودی مناطق حفاظت شده و زیستگاه های طبیعی به بهانه ی اجرای عملیات به ظاهر عمرانی، ساختن سدهای بی رویه و غیر اصولی و ـ به دنبال آن ـ خشکاندن رودخانه ها، تالاب ها و دریاچه ها،و نیز استفاده از سوخت مازوت در نیروگاه ها، و ایجاد و پخش پارازیت های قوی برای سانسور رسانه های ماهواره ای... و این رشته سر دراز دارد...

ما در هر کجای جهان که باشیم، اگر به خود همچون انسان آفریننده و پیرو اعلامیه ی حقوق بشر و کنوانسیون های متفاوت آن می نگریم و، چه در ارتباط با حقوق انسان ها و معنویاتی که به کرامت انسان ارتباط دارد و چه در ارتباط با نگاهداری از میراث های فرهنگی و طبیعی و محیط زیستی بشری خود را متمدن می دانیم و به آن می بالیم، وظیفه داریم که در این لحظات حساس حرکتی جدی و گسترده را برای رویارویی با این بحران شروع کنیم؛ بحرانی که ـ به دلیل بی توجهی مسئولان دولتی ایران ـ بخشی از زمین زیبای ما و مردمانی را که بر آن زندگی می کنند در خود فرو برده است. به یاد داشته باشیم که ایران سرزمینی بسیار ثروتمند است و اگر دولت دلسوزی باشد امکان هر نوع تصحیح و بهبودی در وضعیت زیست محیطی آن به راحتی وجود دارد

.

بنیاد میراث پاسارگاد، به احترام نوروز، سال نوی ایرانی که نماد باور به انسان، و باور به ضرورت حفظ ارزش های زنده و زندگی ساز طبیعت است، ضمن ابراز تحسین و سپاس نسبت به کوشندگان حفظ محیط زیست در ایران، که در بدترین شرایط، بی هیچ مشوق دولتی، و با دست خالی همه ی هم خود را صرف تغییر این وضعیت می کنند، از مردمان با فرهنگ و علاقمند به محیط زیست ایران و جهان تقاضا می کند که ـ چه از نظر اعمال قوانین بین المللی مربوط به محیط زیست، و چه از نظر آگاه سازی مردمان ایران و جهان با این روند ویرانگر ـ به هر شکلی که برایشان امکان دارد به مبارزه ای زندگی بخش برخیزند.

روشن است که محیط زیست ما، در کل سیاره ی زمین، تضمین کننده و فرآورنده ی نفس و زندگی و سلامت ما است و حفظ ذره ذره ی این محیط و میراث طبیعی بشری به ماندگاری بیشتر اکنونیان و آیندگان کمک می رساند.

«بنیاد میراث پاسارگاد» و کمیته ی وابسته به آن ـ «کمیته ی نجات پاسارگاد» ـ همراه با خواندن سال نوی ایرانی به نام« سال محیط زیست و میراث طبیعی ایران»، اعلام می دارند که علاوه با نامه هایی که این بنیاد به مجامع بین المللی خواهد داد، آماده است تا همه ی اطلاعات و یا دادخواست هایی را که کوشندگان محیط زیست در این مورد تهیه کرده و به این بنیاد برسانند به اطلاع مجامع بین المللی مرتبط با محیط زیست برساند.

سال 1389، سال محیط زیست و میراث طبیعی ایران، را با آرزوی سرزمینی سبز، مردمانی سالم و شاد، و فضایی زنده و آزاد آغاز می کنیم. سال نو بر همگان خجسته باد

با مهر و احترام

شکوه میرزادگی

مسئول امور اجرایی بنیاد میراث پاسارگاد

هشتم مارچ 2010 ـ هجدهم 1388 خورشیدی ـ 2548 پاسارگادی




کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com






کلمات کلیدی:
 
در تاریک ترین شب سرزمین مان پیروزی روشنایی را باور کنیم
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۸ 

بیانیه کمیته بین المللی نجات پاسارگاد به مناسبت یلدا

در تاریک ترین شب سرزمین مان پیروزی روشنایی را باور کنیم

اگرچه بیشتر جشن های ایرانی، بر دو اصل مهم، یعنی ـ از یکسو ـ آرامش و شادمانی انسان و ـ از سوی دیگر ـ بزرگداشت طبیعت و حفظ محیط زیست و اثر آن بر زندگی او تاکید دارند، اما در میان آنها جشن یلدا ، شاید مهم ترین جشنی باشد که مجموعه ی برداشت های خردمندانه ی انسان ایرانی در فرهنگ هزاران ساله اش را در خود و با خود حمل می کند.

«اهمیت پاسداری از مهر، دوستی و پیمان»، « اهمیت احترام به نظم و قانون» و «باور به پیروزی بدون تردید روشنایی بر تاریکی» گوهر تفکری است که بزرگداشت یلدا را برساخته و به انسان ایرانی این توانایی و نیرو را بخشیده است که همیشه مقابل ظلمت، زشتی، بدی، پیمان شکنی و بی قانونی بایستد، و مطمئن باشد که نتیجه ی این ایستادگی پیروزی است. چنین باوری است که ساختار فرهنگ و آرزوهای مردمانی را شکل داده که در طول تاریخ سخت ترین حمله ها و تجاوزها و مشکلات را تحمل کرده و از سر گذرانده اند؛ مشکلاتی که بسیاری از ملت ها را به نابودی کشانده و جز نام و یادی از آن ها در تاریخ باقی نمانده است. فرهنگی که به ایرانیان امکان داده که همچنان زنده، مصمم و با طراوت و سرسبز به مبارزه با ظلمت ادامه دهند. 

اما نکته در آن است که اکنون یلدای باستانی، برای ایرانی قرن بیست و یکم، دیگر تنها به عنوان تولد میترا، خدای مهر و روشنایی، و یا به عنوان استوره ای برآمده از ارتباط انسان با طبیعت نیست، بلکه به عنوان یک باور متمدنانه و امروزی است که می تواند با حقوق بشر نیز همسانی داشته باشد. او،  هر ساله با جشن و شادمانی به استقبال خورشید گرمابخش، آن فاتح تاریکی، می رود و بر این اصل انسانی تاکید می کند که آدمی شایسته ی روشنایی، آزادی، برابری، شادمانی و سبزی و تازگی است و تاریکی، اندوه، جهل و بیداد را  شایسته ی او نمی داند.

و امسال، همزمان با فرا رسیدن یلدایی دیگر، شاهد یکی از حساس ترین لحظه های تاریخی سرزمین مان هستیم. و معنا و مفهوم یلدا اکنون به صورتی روشن و آشکار در مقابل ما زنده  و روشن قرار گرفته است.

هزاره ها است که ما هر شب یلدا را با سرود و آواز و آتش افروزی تا صبح بیدار می نشسته ایم تا پیروزی تقویمی خورشید را بر ظلمت زمستانی گرامی بداریم، اما امسال شاهد پیروزی آشکار خورشیدیم و به روشنی می بینیم که هزاران هزار خورشید مهرآفرین گرما بخش، در سراسر سرزمین مان، در زندان ها و کوچه ها و خیابان ها، برای بیرون راندن ظلمت و برودتی که سایه ی سیاه خود را بر سرزمین مان انداخته، و برای گشودن درهای روشنایی و خرمی  بیدار و در تلاش اند.

کمیته ی نجات پاسارگاد، ضمن شادباش گویی به خاطر فرارسیدن یلدای مهر و روشنایی، و باور به پیروزی بی تردید روشنایی بر ظلمت، همگان را برای برگزار کردن هر چه با شکوه تر و زیباتر مراسم یلدای امسال فرا می خواند.

همچنین، همزمان با یلدا، فرا رسیدن کریسمس، هوناکا، و دیگر جشن های مربوط به این روزها را به باورمندان آنها در سرزمین مان و در کل جهان تبریک می گوید.

با مهر و احترام

شکوه میرزادگی

از سوی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

 دسامبر 2009 (یلدا) 

کمیته بین المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

 

 


کلمات کلیدی:
 
شادباش،به فرخندگی روز اصفهان در سال اصفهان
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸ 

پنج سال از روزی که گروهی از چهره های فرهنگی و دانشگاهی اصفهان گردهم آمدند و با هم اندیشی، یکم آذرماه هرسال را به عنوان روز اصفهان برگزیند، می گذرد. این رویداد فرخنده از همان آغاز با حمایت گسترده سازمان های مردم نهاد، فرهیختگان و مردم فرهنگ دوست اصفهان روبه رو شد اما نهادهایی غیر مردمی همچون شورای شهر و شهرداری با همه توان و با اتلاف بودجه های کلان کوشیدند تا این روز را از یادها بزدایند و روزی دیگر را در برابر آن عَلَم کنند. البته ناگفته روشن است که هرچه برای کمرنگ کردن روز یکم آذر بیشتر کوشیدند، کمتر به نتیجه دلخواه خود دست یافتند.از سوی دیگر، این حرکت فرهنگی سرآغاز نگاهی دگرگون از سوی دوستداران اصفهان  به مقوله پاسداشت میراث فرهنگی و طبیعی این شهر شد و زمینه ساز همبستگی و مبارزه مدنی آنان در برابر بی مسئولیتی مدیران دولتی و پروژه های زیان آور آنان برای میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان شد. البته اگرچه تلاش دوستداران اصفهان در سال های گذشته همواره با کارشکنی و پافشاری نهادهای دولتی در ارتکاب به تخلفات جاری روبه رو بوده است اما این کارشکنی ها هرگز باعث نخواهد شد که دوستداران میراث اصفهان از رهسپردن در راهی که آغاز کرده اند، بازمانند. برگزاری ده ها گردهمایی و تجمع اعتراضی، انتشار مقالات ، گزارش های گوناگون و نامه های سرگشاده در نشریات، شکایت از مدیران و دستگاه های دولتی قانون شکن به مراجع حقوقی، مبادله آخرین اطلاعات از وضعیت میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان با شخصیت ها و سازمان های بین المللی، و آموزش چهره به چهره مردم و مسئولان، شماری از تلاش های دوستداران اصفهان در سال های گذشته است.

و اما امسال، گرامی داشت روز اصفهان در سالی که از سوی بنیاد جهانی میراث پاسارگاد به عنوان « سال اصفهان » نامیده شد، نزد دوستداران اصفهان اهمیتی دو چندان دارد. همچنین نگاهی کوتاه به وضعیت نگران کننده میراث فرهنگی و طبیعی شهر تاریخی اصفهان در ماه های گذشته، اهمیت توجه ویژه بنیاد میراث پاسارگاد به نام نهادن امسال به نام « سال اصفهان » را بیشتر نشان می دهد.

- این روزها، محیط زیست طبیعی و شهری اصفهان در برابر هزاران تُن مواد آلاینده به ویژه فاضلاب صنعتی، نخاله های ساختمانی و بیمارستانی و آلاینده های ناشی از خودروها و تاسیات گرمایشی خانگی و تجاری قرار دارد و افزایش این آلاینده ها افزون بر خطراتی که برای مردم و زیستمندان دیگر دارد، به طور مستقیم آسیب های جدی به بناهای تاریخی و میراث فرهنگی وارد می کند.

- اکثر پروژه های به اصطلاح عمرانی که توسط بخش دولتی و یا با مجوز بخش دولتی اجرا می شوند به خاطر عدم نظارت صحیح، ناسازگار با زیست بوم و آسیب رسان به میراث فرهنگی و طبیعی به شمار می روند.

- شهر تاریخی اصفهان به خاطر داشتن جاذبه های گردشگری فراوان در ردیف شهرهای پر جاذبه جهان برای گردشگران به شمار می رود اما به واسطه نبودن زیرساخت های لازم برای پذیرش گردشگر داخلی و خارجی و استفاده نامطلوب از ظرفیت های موجود، در عمل بهره برادری مناسبی از این جاذبه ها صورت نمی گیرد.

-  زاینده رود که زمانی شریان حیاتی شهر و منطقه مرکزی ایران بود امروز سرشار است از فاضلاب های شهرک ها و روستاها، هرزآب های شهری و روستایی، پساب صنعتی و کودهای شیمیایی کشاورزی. افزون برآن، قطع و وصل مکرر جریان آب زاینده رود و مدیریت غلط منابع آبی زیان های جبران ناپذیری را به محیط زیست پیرامون زاینده رود و همچنین صنعت گردشگری وارد ساخته است.

- اصفهان با پیشینه چند هزارساله و گنجینه های ارزشمند هنری و تاریخی حتا از یک موزه مدرن و آبرومند برخوردار نیست و بسیاری از آثار تاریخی به دست آمده از کاوش های باستان شناسی یا در گوشه انبارها خاک فراموشی می خورند و یا به دست قاچاقچیان میراث فرهنگی از کشور خارج و از موزه های بزرگ دنیا سر در می آورند.

- بودجه ای که به سازمان میراث فرهنگی و همچنین اداره حفاظت محیط زیست برای پاسداشت میراث این شهر اختصاص می یابد هرگز برای نگهداری از این میراث ارزشمند کفایت نمی کند و از سوی دیگر جابجایی سلیقه ای و سیاست زده مسئولان و به کارگیری مدیران بی کفایت و بی تدبیر نیز در عمل باعث اتلاف همان منابع اندک و تخریب  روز افزون میراث طبیعی و فرهنگی اصفهان می شود و از این روی وضعیت بسیاری از بناهای تاریخی شاخص اصفهان همچون عالی قاپو، چهل ستون و مسجد جامع عتیق در حد بحرانی است و بسیاری دیگر نیز به خاطر نگهداری نادرست و مرمت غیر اصولی طی سال های گذشته مورد تخریب و دخالت های مخرب قرار گرفته اند و همچنین بسیار از گونه های جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض نسل قرار دارند.

- اصفهان با داشتن ده ها رشته هنرهای سنتی دستی سرآمد شهرهای ایران به شمار می رود اما اقدامات سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای حفظ این هنرها چنان ناکافی و اندک بوده است که بسیاری از این هنرها در حال به فراموشی سپرده شدن و نابودی هستند و از سوی دیگر با هجوم کالاهای بدلی خارجی و نمونه های نامرغوب عملا عرصه بر هنرمندان و فروشندگان هنرهای دستی تنگ شده است چنان که بسیاری از آنان پس از سال ها فعالیت عاشقانه در رشته مورد علاقه خود، به تغییر شغل روی آورده اند و میدان را به رقبای خارجی واگذار کرده اند.

- ساخت و ساز بی رویه و غیر اصولی خانه و کارگاه  زیر چشم نهادهای مسئول در اطراف شهر و عدم رعایت ضوابط ساختمانی، باعث رشد سرطانی شهر شده است و اطراف شهر را به جنگلی بد منظره از تیرآهن و آجر و سیمان تبدیل کرده است و این خانه های حقیر و بی هویت، چشم اندازی آزار دهنده را در برابر دیدگان گردشگران و شهروندان می گسترانند.

- داستان لجاجت شهرداری را در اجرای پروژه های زیان آور و پُرهزینه ای همچون بزرگراه دو طبقه امام خمینی، برج جهان نما، گذر خط شمالی – جنوبی مترو از زیر چهارباغ و کنار سی و سه پل، گذر خط شرقی – غربی مترو از زیر بافت تاریخی، پافشاری سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری در نوسازی آثار تاریخی و ده ها ندانم کاری دیگر را هم می توانید به این فهرست بلند بالا که دست پرورده مدیریت شهری انحصاری یا به سخن دیگر «  انحصار مدیریت شهری » در دست مافیای قدرت متشکل از چند شرکت زنجیره ای ساختمانی و راهسازی و عده ای خاص در پشت پرده یا در رأس نهاد های شهری طی سال های گذشته است، بیافزایید.    

اما همه این ها را بگذارید در کنار صدها مورد از نا بسامانی ها و دشواری های دیگر در عرصه های مختلف زندگی که مردم اصفهان روزانه با آن ها دست و پنجه نرم می کنند و در چنین هنگامه ای است که اهمیت نقش شهروندان برای پاسداشت میراث طبیعی و تاریخی  شهرخود دو چندان نمایان می شود و ارزش کار سازمان های مردم نهادی که در هرگوشه از جهان برای حفظ این میراث مشترک بشری تلاش می کنند برجسته تر می شود و این انگیزه ای به همه دوستداران اصفهان می دهد که با امید به آینده ای بهتر برای اصفهان و اصفهانی، روز فرخنده اصفهان را در سال اصفهان به شایستگی در شادمانی سپری کنند و از همین امروز بر تلاش های همه جانبه خود برای نگهداشت میراث فرهنگی و طبیعی اصفهان بیافزایند.

ایران نامه
http://drshahinsepanta.blogsky.com


کلمات کلیدی:
 
سروهای آزادی
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸ 

تابلو سروهای آزادی ، هدیه ایست کوچک به جنبش  آزادیخواهی ملت ایران، در این تابلو طلوع خورشید و مهر بر تن و جان سروها می تابد و تبدیل شدن مهر به پر و بال گویای آزادی و رهایی است .

 

محمد صالحی زاده
 

کلمات کلیدی:
 
پنهان سازی تاریخ ایران در آموزش و پرورش
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧ 

پنهان سازی تاریخ ایران در آموزش و پرورش

 

هر آن چه را که شما مغرضانه در آموزش از نسل ما دریغ داشتید و از ما پنهان کردید ما بیشتر به دنبالش رفتیم و بیشتر از آن با خبر شدیم؟

 

از: محمد صالحی زاده

هنوز و همچنان در مدارس ِ ایرانِ پس از انقلاب، دانش آموزان ایرانی با تاریخ ایران هیچ نوع آشنایی و آموزشی پیدا نمی کنند. حتی در ارتباط با کورش بزرگ، که مهمترین شخصیت تاریخی و ملی ایران است،  یک چند خطی در کتاب تاریخ بیشتر نیست.  تازه آن هم به گونه ای عنوان شده که انگار کورش پادشاهی بوده که فقط قلمرو و ثروت  بسیار داشته است. و هیچ اشاره ای به رفتارهای انسانی او با مردمان، و حداقل به آن چه که در منشور او اهمیت دارد نشده است. در این کتاب ها رفتن کورش بزرگ به بابل را اینگونه بیان می نمایند : « بعد از تصرف ماد به دست کورش پادشاهان کشورهای لیدی، بابل و مصر را به وحشت انداخت ، زیرا آنان با پادشاه ماد دوست بودند و می ترسیدند که کورش به کشور آنها نیز حمله کند . در نتیجه ، علیه کورش با یک دیگر متحد شدند اما قبل ازاین که کاری از پیش ببرند ، کورش ، سارد، پایتخت لیدی و بابل را تصرف کرد !.» این مطلب هم تازه بخش عمده ای از همین چند خط ناچیز را تشکیل می دهد و در پایان هم می گوید : به عقیده ی مورخان کورش بسیار خردمند بوده است .

  و برای یافتن چگونگی خردمندی کورش دانش آموزان دوازده ساله را به عقیده مورخان ارجاع میدهد! 

در این کتاب ها و در ارتباط با همین مطالب سر و پا شکسته حتی عکسی از  آرامگاه کورش بزرگ و یا پاسارگاد هم وجود ندارد؟ در عوض عکسی باز سازی شده از ساخت و ساز تخت جمشید گذاشته اند!

به راستی این کارها یعنی چه ؟ چه معنی دارد ؟ یعنی بچه ها کورش را نشناسند؟ آقایانی که بر سر کار آن بالا نشسته اید. شما از  من و امثال من هم وقتی که به مدرسه می رفتیم همین کتابها را درس دادید آیا الان ما همانطوری که شما دوست داشتید می اندیشیم ؟ و آیا کورش بزرگ را نمی شناسیم ؟ یا به عکس هر آن چه را که شما مغرضانه در آموزش از نسل ما دریغ داشتید و از ما پنهان کردید ما بیشتر به دنبالش رفتیم و بیشتر از آن با خبر شدیم؟ حقیقت چیزی نیست که شما و امثال شما بتوانید آن را بپوشانید یا از بین ببرید. در طول تاریخ کسی نتوانسته این کار را بکند اکنون که همه چیز را همه جا می شود به راحتی پیدا کرد.

اما مساله دردناک در این است که در همه جای دنیا سعی می شود بچه ها  با تمدن و تاریخ  سرزمین شان، هر چند کوتاه و بدون قدمت چند هزار ساله، آشنا شوند و همه چیز را بدانند ولی ما در سرزمین مان باید شاهد برعکس این ماجرا باشیم یعنی که دولت می خواهد بچه های این سرزمین کهن و با ریشه را با روش های مختلف که یکی از مهم ترین آنها آموزش و پرورش است بی خبر از گذشته و هویت خویش بار بیاورد.

www.savepasargad.com

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
← صفحه بعد