هنر پاسارگاد

کوروش بزرگ

کوروش بزرگ بنیانگذاری شاهنشاهی ایران از چهره های ممتاز تاریخ بشری است اونه فقط بنیان نخستین امپراطوری بزرگی را که ایرانیان را برای بیش از 200سال به قدرتی جهانی تبدیل کرد استوار ساخت بل اقدامات او تاثیر فرهنگی شگرفی بر زندگی و تمدن بشر گذارد او هنرمندان معماران ومجسمه سازان را به پاسارگاد برد تا با ساخت بارگاه جدید او بنیاد مجموعه ای را بریزند که در شرق بی سابقه بود کوروش گردونه ی تاریخ مشرق زمین را به حرکت انداخت یهودهایی را که به بابل تبعید شده بودند به فلسطین باز گرداند آنچه ما از کوروش می دانیم منظری است که مورخان با تکیه بر دست آوردهای باستان شناسی ابراز می دارند به عبارت دیگر با شخصیت کوروش به کمک منابع دست دوم آشنا می شویم او و جانشینش کمبوجیه که مدت بسیار کوتاهی حکومت کرد نبشته ای باقی نگذاردند که تصویر کامل تری از شخصیت آنهابه دست دهد 1کورش با اندیشه ای بلند کرداری نیک دادگرانه آسانگیر و شکیبا امپراطوری ایران را پی افکند و بدین سان به پهنه ی تاریخ پیوسته ی ایران و جهان گام گذاشت به قول هگل اندیشمند نامدارآلمانیاین امپراطوری نه همچون امپراطوری چین پدر پادشاهی ونه همچون امپراطوری هند ایستا وبی جنبش و نه همچون امپراطوری مغول زود گذر و نه همچون امپراطوری ترکان بنیادش بر ستمگری است بر عکس در اینجا ملتهای گوناگون در عین آنکه استقلال خود را نگاه می دارند به کانون یگانه بخشی وابسته اند که می تواند آنان را خشنود کند از این رو امپراطوری ایران روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذارده است و شیوه ی پیوستگی بخشهای آن چنان است که با مفهوم راستین کشور یا دولت بیشتر از امپراطوری دیگر مطابقت دارد ایرانیان به عنوان پرستندگان روشنایی در برابر دینهای دیگر آسانگیر و شکیبا بودند بدین سان شیوه ی فرمانروایی ایرانیان بر اقوام دیگر چه در زمینه دینی و چه دنیوی هیچ گاه با زورگویی آمیخته نبود ونیز به گزارش هرودت ایرانیان عادت ندارند که برای خدایان مجسمه بر پا کنند و یا معبد و قربانگاهی بسازند بر عکس آنها کسانی را که چنین کنند به دیوانگی متهم می کنند کوروش بزرگ در فرمان ماندگار خود که بر استوانه ای گلین نقش زده شده است در معرفی خود و حکومت جهانی اش می گوید من کوروش هستم شاه جهان شاه بزرگ شاه دادگستر شاه بابل شاه سومر و اکد شاه چهار گوشه جهان پسر کمبوجیه هنگامی که من مانند یک دوست پای به بابل گذاشتم و به تخت پادشاهی در کاخ فرماندار میان غریو شادمانی و جشن و خوشی نشستم سربازان بی شمارم در صلح و صفا در بابل به گردش پرداختند من اجازه ندادم که هیچ کس هیچ جا ی کشور سومر و اکد را در وحشت فرو برد من برای صلح کوشیدم در بابل و در همه شهر های دیگر در مورد اهالی بابل من بیگاری را که مخالف وضع اجتماعی آنان بود بر انداختم من کمک آوردم برای آباد کردن خرابی خانه ها من همه آنان را دوباره در جایی آرام جای دادم اردکان و کبوتران من کوشیدم تا زیستن گاهشان را پایدار کنم دیدگاه های روشنگرانه کوروش برتر از آن بود که در اندیشه ملتش و روزگارش بگنجد او در عین استواری در باورهای خود به همه باورها احترام می گذاشت و علاوه بر سرزمین ها بر قلب ها نیز حکومت می کرد از این روی بود که ایرانیان او را پدر یونانیان سرور و قانون گذار یهودیان مسیح خدا و مسلمانان ذوالقرنین اش خوانده اند بنده ای صالح صاحب امپراطوری بزرگ با نخستین فرمان آزادی نخستین پادشاهی که در همزیستی قوم های گوناگون کوشید یگانه پادشاهی که عشق با یک همسر را تا مرگ پاس داشت یگانه پادشاهی که فرمان حقوق بشر او در نزدیک به دو هزاروششصد سال پیش نام ایران را برای همیشه جاودانه کرد و آخرین پیامش آنکه ای انسان هر کهباشی و از هر کجا که بیایی زیرا می دانم که خواهی آمد من کوروشم که برای پارسیان این شاهنشاهی پهناور را بنیاد نهادم بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده است رشک مبر2

 

گرد آورنده

محمد صالحی زاده

1اززبان داریوش پروفسور هاید ماری کخ

ترجمه دکترپرویز رجبی نشر کارنگ چاپ نهم مرداد1385صفحه345

2سرزمین مهر وماه مقدمه کوروش کمالی سروستانی ناشر

دانشنامه فارس با همکاری بنیاد فارس شناسی چاپ دوم پاییز378 1

/ 0 نظر / 20 بازدید